|
صبر کن ! ۱۰/۴/۱۳۸۹ همه چیز تمام میشود...
وای وااااای سلام سلام سلام امروز روز قشنگی نبود.یعنی بودها ولی خوب وقتی موجودی مثل معلم !!!(...) توی اون روز کنارت باشه طبیعتا روزت خواهد مالید ! ما هم امروز بعد از اینکه امتحان آخرومونو دادیم کلی خوشحال بودیم که یهو معلم زبانمون عین اجل معلق خلاصه از مرگ حتمی نجات پیدا کردم زیاد تعجب نکنید با غلامعلی محمود زاده همه تون آشنایی دارید اگه نمیشناسیدش بهتون پیشنهاد میکنم که کتاب فیزیکتونو برداریدو یه نگاهی به مولفاش بندازید..اگر هم کتاب فیزیک مبتکران دارید حتما میدونید که آقای محمود زاده تالیفش کرده پ.ن ۱: به معلم جماعت رو ندید پ.ن۲:گاو نباشید ! پ.ن۳:زیاد خوشحال نباشید که امتحاناتون تموم شده پ.ن۴:جیگیلی چرا حال ما رو هی میگیری؟!(خودش میدونه کیه ) پ.ن۵:بابای رکسانا ! (تو پست قبلی نظر بذارید)
انا لله و انا علیه راجعون سلام به همه ی دوستای از گل بهترم...نمیدونم چه جوری این موقع شب به سرم زد که آپ کنم خوب گریه بسه خوب تموم شد حالا موافقید دوباره بریم تو فاز غم؟ حرف آخر:ما نینی کوچولوهای وروجک...راحتیم حالا توی این پوشک....ای ول از این همه قدرت جذب...با صدای دلنشین چسب...مای بیبی مای بیبی دوستت داریم...مای بیبی ماباتو چه قد خوشحالیم...نازک ولطیفی مثل گلها...با تو چه کیفی میکنیم ما نی نی ها
خوب چرا کتک میزنید؟؟؟مجبورم زود به زود آپ کنم صبح زود که اومدم بیدار بشم(خوشبختانه به خواست خودم نه مامانم)دیدم هر کسی داره یه کاری میکنه و اگه من بیدار بشم مطمئنا یه کاری بهم میدن که انجام بدم من وبابامو صبا سوار ماشین شدیم و رفتیم پارک اینم از ماجراهای ما بقیه شو نمیگم چون خیلی طولانی میشه فقط خواستم بدونید که خانواده ی ما یه جوریه که اگه یه غریبه یه روز ببینتمون فقط میخنده نتیجه گیری: ۱-واسه عروسی داییتون سی دی رایت نزنید چون مطمئنا مامان شادوماد این کارو میکنه ۲-به حرفای اقتصادی مامان وبابا توجه نکنید ! ۳-قبل از انجام هر گونه کاری یا خریدی قیمت بگیرید ۴-جواب معاونتون و بدید چون عقده میشه واستون خوب دیگه حرفی نمونده خیلی حال میدید همیشه با نظرای خوشگلتون رزا جون گفته من این بازیو انجام بدم و از اونجایی که من همون طور که خودتون میدونید یه دختر حرف گوش کن و از چه از چه از چه از چه همه ی رنگا ولی با سبز حال میکنم از کدوم وقتی میگن من اصولا از هیچی نمیترسم ولی خوب مسلمونا از خدا میترسن دیگه بیشتر چه هرچی که یه سرش بره تو فیزیک از هیچ کس(والا) این کلمات رو میگم اولین چیزی که یادت اومد بگو: مهندسی پزشکی هیشکی اسم:رکسانا سن:رفتم تو ۱۷ قد:۱۷۲ وزن:۵۳ بابا حال ندارم دوباره بگم نوشتم دیگه حالا خصوصیات؟؟؟خوب نمیدونم به خدا همه شون مهربونن دوست داری در من چه طور به چند دو تا از قشنگ ترین خاکستر آنجلا و رکسانا دو تا کلار دشت و بابلسر از قرار معلوم باید ۲تا سوال اضافه کنم باشه ۱-آخرین باری که ضایع شدی کی بود؟ ۲ـاز سوسک میترسی؟ و اما کسایی که دعوت میکنم ۱-ورووووووووووووجک ۲-پانی جوووووون ۳-نمیدونم ۴ -نمیدونم
آخه جاده طرقبه جای این کاراست؟ سلام ....حال شما؟خوش میگذره؟؟؟؟نماز و روزه هاتونم قبول...این که میبینید اینقد زود آپ کردم دلیل خاصی نداره فقط چون ممکنه واسه یه مدت کوچولو نباشم گفتم بهتره که آپ کنم این تابستون در اصل ما ۲تا عروسی داشتیم ۱-سعی کنید شبای عروسی زودتر بخوابید که با سوزن گیریه مامانی گرامی روبه رو نشید ۲-هیچ وقت به زن داییتون کمک نکنید!!! ۳-ظهرا زیاد نخورید!!!! ۴-هیچ وقت با پسر داییتون بیرون نرید ۵-خواهشا سوار وانت نشید!!!!!! با تشکر ۶-
به سلامتی منم بالاخره آپیدم ۱ـدخترای دم بخت سعی کنید شب خواستگاریتون حتی الامکان از میوه های گرد مثل سیب وپرتغال و ...استفاده نکنید ۲ـشب خواستگاری هیچ وقت آقا دومادا پشت ماشین نشینن و احترام خودشونو نگه دارن ۳ـجون مادرتون اگه سیستم صوتیتون خیلی پیشرفته س لااقل شب خواستگاری خاموشش کنید
صدا....صدا...صدا میاد...!!!!
سلام..میگم خوش شانسیم چیزه خوبیه ها یا اینکه ادم با یه اتفاق ساده به اون چیزی که دوست داره و برسه و...حالی به حولی راستش این بنده ی حقیر عاشق و کشته مرده ی نریمانم خلاصه گذشت و گذشت و من به عشق نریمان میسوختم ومیساختم(حالا نه به اون شدت) خلاصه جا به جا شدیم و برنامه شون شروع شد اول یه مجری اومد که برنامه هار ومعرفی کنه و به عبارتی زرت وپرت اضافی کنه...مجریه اومد بالا و گفت 25 تا دختر پسره جوون و نوجوون بیان رو سن که یه مسابقه بذاریم..منم که پررووووو...رفتم یه عالمه دخمل و پسره خوشمل...به به ! واااای همه که سوختن.....یکی یکی میسوختن ومیرفتن پاییییین تا اینکه من موندم و یه آقا پسره گله گلاب مجریه گفت خوببببب (زهرمار) موقعیت حساس شد(آره جون عمت من دارم میمیرم)از 74 شروع کنین پسره:74 من:میو ! پسره:76 من:7۷ پسره:۷۸ من:۷۹ پسره:میو!!! من:۸۰ خدایااااااااااااااااااا چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وای خاک بر سر شدم خلاصه همه واسم دست زدن و خودم به احترام خودم رفتم پایین خلاصه گذشت و گذشت تا جیگملم اوووووووووووووومد...واییییییییی خدااااا چی میبینم؟؟؟؟عشقممممم تک و تنها نشین اونجا.....ما هم سوت ودست و جیغ و رقص و چی قاطی شده بود که یکدفه گفت :شما !!!!!!! کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دعا کنید یه باره دیگه ببینمش
|
About![]()
سلام...این وبلاگی که میبینی جلوته کلی زحمت واسش کشیدم پس بدون نظر پاتو بیرون نذار عزیز دلم...!!! اگه از من میخوای بدونی الان بهت میگم(بنا به درخواست بعضی از دوستان) من رکسانام رفتم تو 17 سال و سوم ریاضی هستم ..مدرسه ی تیزهوشان...خیلی شیطونم ...به حرف هیچ کسم گوش نمیکنم دلم میخواد همیشه بالا پایین بپرم..نمیدونم به کی رفتم ولی همیشه از جانب مامانم مورد دعوا و نزاع قرار میگیرم..تموم مدرسه از دست من و دوستام عاصی شدن ...خیلی خیلی درس خونم و معتقدم وا3 اینکه آدم بچه درس خون بشه هیچ نیازی نیست که حتما بچه مثبت بشه و تو کتاباش باشه...و سعی کردم این و ثابت کنم..از 4چیز متنفرم 1-معاون مدرسمون 2-درس دین وزندگی 3-دمپایی خیس 4-محمدرضا گلزار ..خوب دیگه چی باید بگم؟؟؟آها قدم:172 .... وزنم:53 ....دلم میخواد همیشه تک باشم از لحاظ تیپ و قیافه...از نظر من اگه دوست پسر داری عیبی نداره فقط درستو فراموش نکن ...به یه جمله آلرژی دارم اونم اینکه بهم بگن : "کمش کن" حالا یا صدای آهنگ یا هر چیز دیگه و همیشه هم جوابم اینه"هرگز کم نمیشود"زیاد حرف زدم؟؟؟عیبی نداره فقط آخرش اینکه برام دعا کن صنعتی شریف قبول بشم...حالام برو وبلاگم و بخون Archivesمرداد 1388دی 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
آبجیه گلم |